الملا فتح الله الكاشاني
41
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
مقرر كرده باشد * ( لَهُنَّ فَرِيضَةً ) * مر ايشان را مهرى * ( فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ ) * پس بر شما است اداى نيمه از آنچه فرض كردهايد نصف مبتدائيست كه خبر او محذوفست اى فعليكم نصف ما فرضتم و در اين دليل است بر آنكه نفى جناح در آيهء سابقه تبعهء مهر است و بر آنكه عدم متعه با تشطير مهر است زيرا كه اين قسم قسيم اولست مرويست كه قبل از نزول اين آيه هر كه زن را پيش از دخول طلاق دادى از مهر مسمى چيزى بر او لازم نبودى بلكه متعه بايستى داد چنان كه در سورة الاحزاب حكم شده كه فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ پس به اين آيه حكم آن آيه منسوخ شد و نصف مهر لازم گشت * ( إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ ) * مگر آنكه عفو كنند آن زنانى كه اهليت عفو داشته باشند از بلوغ و رشد و عقل يعنى هيچ چيزى را از مهر اخذ نكنند و ابراء ذمهء زوج كنند از آن و بدانكه ميتواند بود كه يعفون براى تذكير باشد به آنكه واو ضمير جمع مذكر باشد و نون علامت رفع و لكن چون اينجا نون بدخول ان ناصبه ساقط نشده معلوم مىشود كه نون جمع مؤنث است پس واو لام الفعل باشد و نون ضمير جمع مؤنث يعنى زنان مطلقه عفو نمايند مجموع صداق را و از ذمهء ازواج برى نمايند * ( أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي ) * يا عفو كند آن كسى كه * ( بِيَدِه عُقْدَةُ النِّكاحِ ) * بدست او است بستن نكاح زوجه مراد ولى زوجه است كه پدر يا جد او است از جانب پدر گاهى كه صغيره بود يعنى ولى زوجهء صغيره عفو جميع صداق نمايد و ابراء ذمهء زوج كند يا غبطهء صغيره * ( وَأَنْ تَعْفُوا ) * و آنكه عفو كنيد اى اولياى عقد با ملاحظه غبطه * ( أَقْرَبُ ) * نزديكتر است * ( لِلتَّقْوى ) * براى پرهيزكارى از تعدى و يافتن ثواب * ( وَلا تَنْسَوُا الْفَضْلَ ) * و فراموش مكنيد تفضل را * ( بَيْنَكُمْ ) * در ميان يكديگر يعنى اولياى زن انديشه كنند كه زوج از عقد زوجهء خود محروم و مأيوس شده پس به جهت اين هيچ مهر از او نستانند به شرط غبطه * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خدا * ( بِما تَعْمَلُونَ ) * به آنچه مىكنيد از فضل * ( بَصِيرٌ ) * بينا است و تفضل و احسان شما را ضايع نخواهد كرد و نزد سعيد بن مسيب و شريح و ابراهيم و قتاده و ضحاك مراد بالذى بيده عقدة النكاح زوجست يعنى شوهر تفضل كند و تمام مهر بدهد و عفو كردن شوهر يعنى تمامى مهر ادا كردن او اقربست بتقوى و بنا بر اين و لا تنسوا الفضل بينكم به اين معنى است كه مرد تفكر كند كه اين زن در عقد من محبوس بوده و از وصال من مايوس شده او را به تمام مهر مسمى دلشاد گردانم و زن نيز انديشه نمايد كه اين مرد به من نرسيده و از مواصلت من بهره مند نگشته اولى آنكه از او هيچ نگيرم و ابو حنيفه بر اين قولست و قول اول